آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
375
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
كه آن را بتواند ربود ، شايسته پادشاهى گردد . خسرو امتناع كرد از اينكه وارد آن ميدان شود . وهرام پيش رفت و شيران را بكشت و علائم سلطنتى را برگرفت و آنگاه خسرو و باقى حضار بر او آفرين خواندند و تهنيت گفتند . اين افسانه را بلاشك از آنجهت اختراع كردهاند ، تا اين قضيه شرمآور را بپوشانند ، كه سپاهى حقير از عرب توانسته است ، تصميم بزرگان كشور را بهم زده و پادشاهى را ، كه مردود بزرگان بوده ، بتخت نشاند . هيچيك از پادشاهان ساسانى باستثناى اردشير اول و خسرو و انوشيروان و خسرو پرويز ؛ مانند وهرام پنجم محبوب عام نبوده است ( شكل 31 ) . نسبت به شكل 31 - سكه وهرام پنجم ( مجموعهء مؤلف ) همهء خلايق خيرخواهى ميكرد و قسمتى از خراج ارضى را بمؤديان بخشيد . داستانهاى بسيارى در باب چابكى و چالاكى او در جنگ اقوام شمالى و دولت بيزانس و عشقبازيها و شكارهاى او نقل كردهاند . اين حوادث اخير ، كه غالبا به سبك داستانهاى مونس هوزن « 1 » است ، نه فقط در ادبيات بلكه در نقاشى ايران هم رواج و شهرت گرفته است و قرنهاى متمادى زيور پردههاى نقاشى و قاليها و انواع منسوجات گرديده است . هنوز جامهاى نقره از عهد ساسانيان موجود است ، كه نقوش شكارگاه اين پادشاه را بر آن كندهاند . جامى كه متعلق بموزه ارميتاژ لنينگراد
--> ( 1 ) - Munchausen